پرش به محتوا
خانه » مراسم روز عاشورا به روایت ناصرالدین‌شاه قاجار

مراسم روز عاشورا به روایت ناصرالدین‌شاه قاجار

یک دسته هم اهل شهرستانک به قدر صد و پنجاه نفر بودند، موزیکانچی شهرستانکی هم جلوشان بود، اما به قدری خر بودند که به این خری دسته نمی‌شد، نه نوحه بلد بودند، نه سینه می‌زدند، همین‌طور خَرِ خَر آمدند و رفتند.

مراسم روز عاشورا به روایت ناصرالدین‌شاه قاجار

به گزارش سوالات و مقالات به نقل از ایبنا، تهران در دوران قاجار تکایای بسیاری داشت که در دهه عاشورا و سایر روزهای عزاداری مورد استفاده عزاداران حسینی قرار می‌گرفت. مهم‌ترین تکیه تهران که اینک اثری از آن باقی نمانده، تکیه دولت تهران بود. تکیه دولت در دوره محمدشاه قاجار و به امر حاجی میرزا آقاسی ساخته شد و پس از آن به دستور ناصرالدین‌شاه، تکیه دیگری به‌ همین نام در ضلع شرقی کاخ گلستان بنا شد. تکیه دولت یا تکیه بزرگ شاهی، بنایی بود که برای اجرای تعزیه و برگزاری مراسم سوگواری و روضه‌خوانی ایام عاشورا در تهران برپا شد و ساخت آن از ۱۲۸۵ تا حدود ۱۲۹۰ به طول انجامید. ناصرالدین شاه مراسم عزاداری عاشورا را در این‌جا برپا و هر ساله خاطرات خود را از این مراسم به رشته تحریر درمی‌آورد، گاهی به تفصیل و گاهی خلاصه. در این گزارش خاطرات ناصرالدین‌شاه در عاشورای ۱۲۸۹ [قمری] (یکسال قبل از پایان بنای تکیه دولت) و سپس محرم ۱۳۰۰ و ۱۳۰۸ آمده است.

محرم رسید و سنه تغییر کرد، شد سنه ۱۲۸۹

تکیه دولت حاجی میرزا آقاسی قدیم، باز بسته شد، به اهتمام عضدالملک و علاءالدوله. پسر ملک‌التجار مرحوم سقاخانه پدرش را بسته بود، امین‌الملک سقاخانه خودش را بسته بود، سقاخانه حاجی علی مرحوم را، پسرش امسال نبسته بود، از جانب دولت بسته بودند، صدراعظم و سایر رجال دولت، شاهزادگان و غیره، همه حجرات خود را بسته بودند، بسیار خوب، با زینت، بلور، شال و غیره.

وزیر دول خارجه [سعید انصاری ملقب به موتمن‌الملک] هم الحمدلله زنده است، اما با نقاهت و ضعف زیاد، حجره خود را هم بسته بود. یک روز هم [با] ترکیب غریبی آمد، از توی تکیه رفت به حجره‌اش نشست، زیاد خنده داشت. وزیر فطرتاً وقار و تمکین داشت، نقاهت و ضعف هم بر وقار افزوده شده بود، دیگر راه نمی‌رفت و به ‌طوری راست و یواش می‌رفت، مثل آدم مقوایی که کوک کرده باشند، شاهزاده اعتضاد، حشمت‌الدوله، نصرت‌الدوله، اغلب مردم، همه روزه بودند، صدراعظم هر روزه در حجره خودش می‌نشست، امنای دولت و شاهزاده‌ها، آن‌جا جمع می‌شدند. یک روز هم گویا ۸ [محرم] بود، صدراعظم ضعف کرد، در تکیه گرما زده شده بود، بردند اتاق نظام، الحمدلله خوب شد.

دیدگاهتان را بنویسید